با تحول در برنامهی درسی علوم تجربی، تحول و تغییر نظام سنتی در زمینهی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی گریزناپذیر است. اگر برنامه و روشهای تدریس، تغییر کنند، اما شیوههای ارزشیابی دگرگون نشوند، سرنوشتی جز شکست در پی نخواهند داشت. شیوههای رایج ارزشیابی و امتحانهای سنتی، تنها میتوانند بخش محدودی از هدفهای دانشی را بسنجند. حال آن که در برنامهی درسی علوم تجربی، «فرآیند
آموزش» نیازمند روشهایی از قضاوت و ارزیابی است که بتوانند به مهارتها و نگرشها، در فرآیند شکلگیری آنها توجه کنند. ارزشیابی دانستنیها نیز با توجه به رویکرد برنامهی درسی، شکل تازهای را طلب میکند. چنین موضوعهایی، محتوای این فصل را در بر میگیرند.
ارزشیابی با رویکردی توسعه یافته
1. نگاهی به تاریخجهی ارزشیابی
هر چند آموزش و پرورش عمری به درازای تاریخ بشر دارد، اما جریان «ارزشیابی» در تعلیم و تربیت، کودک خردسالی به حساب میآید. تولد ارزشیابی، به اوایل قرن بیستم و یا اندکی پیش از آن بازمیگردد. ارزشیابی آموزشی، در یک قرن گذشته با تحول و دگرگونی زیادی همراه بوده است؛ اما هنوز هم در مقایسه با دیگر مشخصههای یک نظام آموزشی، نیازمند یافتن راهکارهای اجرایی بیشتری است. شیوههای آموزش و برنامههای درسی تغییر مییابند، ولی روشهای ارزشیابی در برابر تغییر و تحول خود مقاومت بیشتری دارند. هر چند تردیدی وجود ندارد که تغییر «شیوههای آموزشی» و «برنامهی درسی» در صورتی همراه با موفقیت خواهد بود که به تحول جریان ارزشیابی بینجامد.
برنامهی درسی، شیوهی آموزش و شیوهی ارزشیابی، سه ضلع یک مثلث را تشکیل میدهند. هر ضلع این مثلث، یکی از رکنهای مهم یادگیری و آموزش به حساب میآید.
این سه رکن، در تعامل پویا با یکدیگر قرار دارند. هر نظام آموزشی، هنگامی توانمند و موفقیتآمیز است که این سه رکن، همدیگر را هدایت و حمایت کنند.
در بیشتر نظامهای آموزشی، به تحول در برنامههای درسی و شیوهی آموزشی، توجه شده است. اما «ارزشیابی» یا فراموش شده و یا تابع دو رأس دیگر قلمداد شده است که این مسأله باعث شکست یا کندی روند پایداری تحول در نظامهای آموزشی
شده است.
|
برنامه درسی |
|
|
|
|
شیوه ی آموزش |
|
شیوهی ارزشیابی |
ارزشیابی، با عمری در حدود صد سال، تا رسیدن به بلوغ در دههی آخر قرن بیستم، سه دوره را پشت سر گذاشته است.
- دورهی نخست تا اوایل دههی 1930: در این دوره، به اندازهگیری هوش و رتبهبندی و درجهبندی فراگیران توجه میشد. در بسیاری از برنامههای درسی، همچون فیزیک، علوم بهداشتی و ریاضی، اندازهگیری برای تعیین میزان یادگیری و تفاوتهای فردی به کار میرفت. برای این کار، آزمونهای استاندارد ساخته شدند که در همهی آنها، اندازهگیری تفاوتها مورد توجه بود و کمتر به نوع برنامهی درسی، روشهای ارائه، تفاوتهای معلمان و مدرسهها و سایر امور آموزشی توجه میشد.
- دورهی دوم از اواخر دههی 1930 تا دههی 1960: در این دوره، به هدفهای آموزشی و دستیابی به آنها توجه شد. موفقیتهای یادگیری، با هدفهای مشخص توصیف میشدند و سپس با ابزارهایی که اعتبار و روایی کافی داشته باشند، میزان دستیابی به هدفها را میسنجیدند.
قدرت ا.. اسلامی