1- نویسندگان و مولفین کتابها باید از میان معلمین کلاسهای دوره راهنمایی انتخاب گردند که با نظارت متخصصین، زبانشناسان وکارشناسان مسایل تربیتی و آموزشی به تدوین کتاب درسی مورد نظر بپردازند.
2- کتابهای درسی با توجه به نیاز دانشآموزان منطقه تدوین شود یعنی برای هر استانی مسایل بومی محلی زبانآموزان در نظر گرفته شود.
3- سطح فکری و سطوح خانوادگی زبانآموزان در نظر گرفته شود.
4- هدف کتاب مورد نظر در هر سال به درستی تعیین شود. یعنی دقیقا مشخص باشد که هر دانشآموز در هر سطحی چه مطلبی باید بیاموزد و چه باید بداند.
5- مطالب کتب در سه سال متوالی دوره راهنمایی به صورت مسلسل و بیانگر یک آموزش هدفمند و با برنامه باشد.
6- در تدوین کتب درسی مانند همه کتابهای آموزشی که زبان انگلیسی را آموزش میدهند و نه سواد خواندن ونوشتن به زبان انگلیسی را، بهتر است یک سلسله وقایع به هم مرتبط ومربوط به یک سری افراد در کتاب دنبال شود .
7- کتابها در دوره راهنمایی و به خصوص سال اول با تصاویری زیبا وجذاب و جملههایی با رنگهای مختلف مزین شوند...مثلا نکات دستوری در یک درس مورد نظر با رنگ خاصی مشخص شوند که در طول کتاب ثابت بماند و واژگان جدید نیز با رنگ دیگری مشخص شوند.
الف)درس اول
آموزشهای قبل از آغاز گفتگو (1)
با مقایسه اجمالی فراگیری زبان اول و یادگیری زبان دوم یا زبان خارجی(naturalapproach) این نکته روشن میشود که کودک قبل از آغاز سخن در زبان مادری خود مدتها فقط شنونده است و فرمانهای دادهشده را اجرا میکند. چنانکه پیش فرض روش Total-physical Response نیز همین است. اگر نگاهی به درس اول کتاب سال اول بیاندازیم میبینیم که تنها چند واژه در درس اول معرفی میشود و بلافاصله پس از آن رسمالخط گنجانده شده است. این ترتیب گنجاندن مطالب بیانگر این است که ما میخواهیم چیزهایی درباره زبان (سوادخواندن و نوشتن) به دانشآموز یاد بدهیم و نه توانایی گفتگو به زبان انگلیسی. ریورز (1981:291) مینویسد: « سواددار شدن در یک زبان خارجی یعنی توانایی خواندن ونوشتن به آن زبان»
وی در ادامه میافزاید: «باید بدانیم که نوشتن به یک زبان در حد قابل درک، بسیار مشکلتر از صحبت کردن آن است. وقتی ما مینویسیم گوئیکه میخواهیم در خلا ارتباط برقرار کنیم. (ریورز،1981 ص:291 )
ریورز (1981:294) مینویسد: «وقتی در نظام نوشتاری زبان جدید [زبان دوم یا خارجی] املای کلمات انطباق یک به یک با صداها ندارد، نوشتن کلمات از روی تلفظ آنها [دیکته] فعالیتی بسیار طولانیمدت و وقتگیر است.»
نکته دیگر در مورد رسمالخط این است که چرا خطوطی که حروف یا نشانههای بر روی آن قرار دارند با سه خط نشان داده شدهاند در حالیکه دفترچههای موجود و کلاً کاغذهایی که دانشآموزان دراختیار دارند همه دارای دو خط هستند. اگر هدف این است که زبانآموز اندازه دقیق حروف و نشانهها را خوب یاد بگیرد پس چرا خط وسط به صورت خطچین طراحی شده است، حداقل بهتر بود خط بالایی که در دفترچهها وجود ندارد به صورت خطچین آورده میشد.
ب)درس دوم
آموزشهای قبل از آغاز گفتکو (2)
گرچه نفس این کار بسیار خوب است و بیانگر دقت نظر کارشناسان و آگاهی آنها نسبت به فراگیری و یادگیری زبانهای اول و دوم میباشد اما هدف هنوز هم مشخص نیست و به خصوص که بعد از خود درس یعنی اسامی اشکال که شامل تعدادی کلمه جدید نیز میباشد، یک رسمالخط گنجانده شده است که باز هم آموزش نوشتن در زبان انگلیسی به این صورت نیست. (برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به ریورز ،1981)
ج)درس سوم
برجستهترین نکتهای که درباره درس سوم میتوان گفت ، این است که در اثر کنار هم قرار گرفتن شکل و اسامی آنها دانشآموز میتواند پلی بین نشانه شکلی و نشانه حرفی برقرارکند و این یادگیری را آسانتر میکند .اما اصلا معلوم نیست که چرا اسامی شکلها با حروف بزرگ نگاشته شدهاند در حالیکه دانشآموز در تمام درسهای کتاب بیشتر با حروف کوچک سروکار دارد و میشد این کلمات را با حروف کوچک معرفی کرد. و البته ارائه این درس با فلش کارد بسیار بهتر است فلش کاردی که در یک سوی آن شکل و در پشت آن اسامی با حروف کوچک وجود داشته باشد. در ادامه درس سوم دانشآموز به رسمالخطی متفاوت به آنچه تاکنون برخورد داشته است، بر میخورد یعنی رسم حروف کوچک که به نظر میرسد این درس مناسب رسمالخط اول ارائه شده در صفحه دو میباشد. هرچند خطوط راست و این قبیل چیزها مد نظر نویسندگان کتاب بوده است.
د) درس چهارم
در صفحه11 کتاب سال اول تعدادی جمله ناقص تحت عنوان .......It is a و مثل آن آورده شده است که معلوم نیست آیا دانشآموز باید آنها را با نوشتن تکمیل کند یا خیر اگر قرار است از طریق تکمیل شوند چرا دو خط برای نگارش آنها قرار داده نشده است و یا چرا حرف (h) را که دانشآموز هنوز تمرین نکرده است در این صفحه آورده شده است. این یکی از نشانههای بارز عدم وجود کتاب راهنمای معلم است. معلم خودش نمیداند که منظور از این صفحه چیست؟ البته معلوم است که دانشآموز باید الگوی این جمله را با اشیا مختلف تکرار کند و به ذهن بسپارد. صفحه 15 کتاب چه هدفی را دنبال می کند؟ بسیار ساده میشد به جای صفحه6 کتاب یعنی رسمالخط کلمات با حروف بزرگ همین صفحه 15 یعنی نگارش کلمات با حروف کوچک را گنجاند.
ه) درس پنجم
این درس نقطه آغاز مشکل بزرگ آموزش زبان انگلیسی بر اساس کتاب موجود است که در طرح و تدوین هیچ کتاب آموزشی در سراسر جهان تا آنجایی که نگارنده به آنها دسترسی داشته وجود ندارد. اولین معضل بزرگ عدم وجود نوار درسی است نواری که توسط مولفین به همراه کتاب در بازار قابل خریداری و استفاده باشد. ما که مدام از وسایل کمک آموزشی نام میبریم و معلمین خود را متهم به بیدانشی یا بیانگیزگی از استفاده از این وسایل میدانیم باید پرسید آیا سادهترین و ابتداییترین وسیله کمک آموزشی زبان انگلیسی یعنی نوار مربوط به کتاب در بازار وجود دارد. جای تاسف بسیار است که عدهای صرفاً برای مقاصد اقتصادی اقدام به پر کردن نوار کتابهای درسی راهنمایی نمودهاند که کمترین ارزش آموزشی ندارند. مشکل جدی دیگر در طراحی اشکال و رنگهای به کار رفته در دروسی میباشد که بدون ظرافت و زیبایی و به صورتی بیروح و خشن در کتاب گنجانده شدهاند در بسیاری از کتابهای آموزشی دانشگاههای معتبر که برای زبان آموزان زبانهای دوم و خارجی طراحی شدهاند زیباییهای خاصی در طراحی ، تنظیم و نحوه ارایه مطالب، لغات جدید، نکات گرامری و..... وجود دارد که زبانآموز بدون درد سر زیاد زبان را یاد میگیرد. مثلا مکالمه ارائه شده در صفحه آغازین و تمرینات بعدی و حتی خواندن ودرک مطلب در هر درس یک موضوع واحد را دنبال میکنند. یا تعدادی اشخاص خاص در آغاز کتاب معرفی میشوند و تا آخر کتاب اعمال و فعالیتهای مختلف آنها در موقعیتهای مختلف، الفاظی که استفاده میکنند و ....... مطالب مورد نیاز زبانآموزان را تامین میکنند.
مگر نه این است که در هر درس باید حداقل چند لغت جدید به دامنه لغات دانشآموز افزوده شود و هر درس باید شامل تعدادی از آنها باشد ،در کتابهای دوره راهنمایی در کدام بخش چنین عملی انجام شده است و اصلا چرا لغات جدید با رنگ خاصی مشخص نشدهاند پس عملاً تدریس لغت در دوره راهنمایی نداریم ؟!!.....
در طراحی کتاب درسی دوره راهنمایی مطالب ارائهشده به ترتیب زیر آمدهاند که به ترتیب به توضیح آنها میپردازیم. اما قبل از آن بهتر است به این نکته مهم نیز اشاره کنیم که بهتر است کتاب درسی، مانند همه کتابهای درسی آموزش زبان، در دو جلد مجزا به نام کتاب دانشآموز و کتاب کار یا تمرین تدوین شود.
مکالمههای بیانگر دستور که موجب میشوند زبانآموزان قوانینی را از محیط در مورد نکته دستوری خاص استخراج کنند.» مکالمههای ارائهشده در کتابهای درسی راهنمایی به نظر میرسد از هر دو نوع مکالمه در آن واحد استفاده میشود . در مکالمههای کتاب ضمن معرفی نکته دستوری خاص به معرفی اصطلاحات مفید زبان انگلیسی که در هنگام احوالپرسی، خداحافظی، پرسش و پاسخ ساده و..... نیز میپردازند و این یکی از نقصهای کتاب است. بهتر است مکالمه هر درس یا هر کتاب به یک موضوع خاص بپردازد و هدف ویژهای نیز داشته باشد.
اهداف تدریس مکالمه در سطوح پایین
ریورز (1981:200) مینویسد «از طریق یک مکالمه که به طور کارشناسانه طراحی شده باشد، میتوان زبان غیررسمی را به شکل مفید و قابل استفاده در موقعیت واقعی آموزش داد.»
هدف آموزش مکالمه به نوآموزان زبان این است که بعضی اصطلاحات رایج و کلیشهای زبان به هنگام احوالپرسی، خشم و هیجان، خوشحالی، خداحافظی و بیصبری و انتظار و .... را به آنها بیاموزد. اگر قرار است نکته دستوری مورد بحث در درس در آن مطرح شود، بهتر است بسیار کوتاه و با اشارهای گذرا به آن پرداخته شود. در مورد هدف مکالمههای در کتابهای دوره راهنمایی آمده است که دانشآموز نباید مکالمه را حفظ کند. این در حالیست که مکالمهها هم اصطلاحات کلیشهای را معرفی میکنند و هم نکات دستوری را که در هر صورت حفظ کردن مکالمه به نفع دانشآموز است، اما شکل حفظ کردن و نحوه ارائه آن مورد بحث است که مثلا به شکل نمایشی (role play) این کار امکانپذیر است اما با توجه حجم مطالب و زمان و بیانگیزگی معلم و دانشآموز و عوامل متعدد دیگر که پیشتر به آنها اشاره شد، تدریس مکالمهها با این روش امکان خود را از دست میدهد.
از جمله ایرادات دیگری که به نحوه و نوع تدوین مکالمهها وارد است این که چرا واژگان جدید یا اصطلاحات تازه با رنگهای گوناگون مشخص نشدهاند یا حداقل برجسته نشدهاند و چرا هیچ فعالیتی برای تنظیم و اجرای کارهای گروهی در نظر گرفته نشده است؟
2) الگوها (patterns)
بدون شک این بخش تنها و تنها به معرفی نکته دستوری مورد بحث در درس مورد نظر میپردازد. اما آیا میتوان شاهد دیگری از کتابهای آموزشی روز دنیا آورد که چنین شیوهای در تدوین مطالب استفاده کرده باشند. به جای ارائه چنین بخشی بهتر بود چند جمله با چند تصویر واقعی زیبا از محیط زندگی انگلیسیزبانان بر روی نوار کاست به دانشآموزان ارائه کرد و سپس از آنها خواست تا در موارد مشابه در کتاب دانشآموز برای موقعیتهای مشابه جملهسازی کند. یا در کتاب راهنمای معلم چند جمله پیشنهادی برای مدرسین ارائه کرد تا در صورت نیاز از آنها استفاده کند و سپس دست معلم را باز گذاشت تا به هر شکل ممکن الگوی دستوری درس را با استفاده از روشهای تدریس استانده(standard) به دانشآموزان بیاموزد. با استفاده از این شیوه است که بازدید از کلاس معلمین معنی واقعی پیدا میکند، رقابت در جشنوارههای تدریس معنیدار میشود و فرآیند تدریس به استانده آموزش زبان نزدیک میشود.
3) تمرینات شفاهی (oral drills)
این بخش از تمرینات بدون شک با روش تدریس پیشنهادی برای کتاب یعنی روش گفتار-شنیداری (audio-lingual) همخوانی دارد. هدف عمده این تمرینات تکرار گروهی و فردی و جانشینسازی است. اگر به طور صحیح از این تمرینات بهره گرفته شود میتواند برای جاانداختن الگوی دستوری مورد نظر مفید باشد. اما آنگونه که از هدف این نوع تمرینات بر میآید، تنها تکرار طوطیوار الگوهای ارائهشده در درس است. در روش گفتار-شنیداری که یکی از تمرینات مورد استفاده در آن تمرینات تکراری و جانشینسازی است هیچگونه خلاقیتی دیده نمیشود. زبانآموز تنها میتواند جملههایی را حفظ کرده و در موقعیتهای مشابه استفاده کند صرف نظر از این که این موقعیت هیچگاه برای وی ایجاد شود یا خیر. ریورز (1981:227) مینویسد «....... بعضی منتقدین روش گفتار- شنیداری میگویند که دانشآموزانی که با این روش زبان آموختهاند، قادر نخواهند بود حتی یک مکالمه کوتاه به زبان آموختهشده [در محیط واقعی] اجرا کنند و یا عبارتهایی را که در کلاس نشنیدهاند را نمیفهمند.»
البته برای بهتر کردن یادگیری در زبانآموزان ارائه تمرینات جذابتر با تصاویر زیبا و عکسهای واقعی و اسامی خارجی میتوان تمرینات کنونی را به شکل بهتری ارائه نمود ضمن این که نیازی نیست تمام واژگان یا جملههای به کار رفته در درس جدید از الگوی جدید ارائه شده در درس جدید باشد بلکه میتوان کلمات یا جملاتی از درسهای گذشته را نیز در تمرینات گنجاند.
4) تمرینات کتبی(write it down)
این بخش از تمرینات بخشی است که کاربرد چندانی ندارد چون همانگونه که پیشتر هم اشاره شد، چون هدف ما از آموزش زبان انگلیسی در دوره راهنمایی مشخص نیست، طراحی تمرینات مناسب دچار نوعی سردرگمی یا عدم تناسب میشود. اگر هدف آموزش زبان گفتاری است که زبانآموزان قادر شوند در پایان سال سوم راهنمایی به زبان انگلیسی تکلم کنند و یا آن را درک کنند، تمرینات موجود هیچگونه تناسبی با چنین هدفی ندارد ضمن این که چیزی به نام تمرینات کتبی باید مهارت نوشتن (writing) را در زبانآموز تقویت کند در حالیکه تمرینات حاضر تنها بر نکته دستوری تاکید دارند و نقص دیگر آنکه بسیاری از تمرینات برای سطوح بالاتری نسبت به دانشآموزان دوره راهنمایی تدوین شدهاند و نقش آموزشی بالایی ندارند.
با کمی دقت به راحتی میتوان دریافت که غالب تمرینات کتاب چه کتبی و چه شفاهی تنها به ارائه فرم(form) میپردازند و به معنی (meaning) کاری ندارند در حالیکه نیک میدانیم زبانآموز ابتدا باید فرم (form) را بشناسد و سپس معنی (meaning) را فرا بگیرد و در این بین وظیفه معلم نیز به درستی مشخص نیست که آیا تنها فرم را آموزش دهد یا فرم و معنی را.
داف (1988:37) مینویسد «همانگونه که مشخص ساختن این که یک الگوی دستوری چگونه استفاده میشود و معنای آن چیست اهمیت دارد، این نیز بسیار مهم است که [به زبانآموز] نشان دهیم آن نکته دستوری چگونه شکل مییابد.»
5) بگویید (speak out)
در این بخش که معمولاً به صورت یک مکالمه با جاهای خالی در کتاب گنجانده شده است، مشخص نیست چه هدفی را دنبال میکند، چون اگر هدف ارزیابی خود (self-assessment) باشد که زبانآموز بفهمد چقدر از الگوی دستوری ارائهشده (ونه معنی) در درس را یاد گرفته است این کار را میتوانست بسیار بهتر در بخش تدریس مکالمه با ارائه یک مکالمه جدیدتر، کوتاهتر و بر مبنای معنی انجام دهد. در این قسمت (اگر ضروری باشد) با قرار دادن چند تصویر از زبانآموز خواست جملهها و مکالمههایی در حد دو خط برای آنها ترتیب دهد و با همکلاسی خود به تمرین بپردازد. اغلب مکالمههای این بخش با احوالپرسی (greeting) شروع میشوند و به صورت سنتی ادامه مییابند در حالیکه نیازی به این کار نیست، میتوان اصطلاحات مربوط به احوالپرسی را در چند درس در مکالمههای اصلی درس گنجاند.
6) بلند بخوانید (read aloud)
تنها بخشی از تمرینات که به تدریس تلفظ (pronunciation) میپردازد همین بخش کوتاه است گرچه این بخش در کتابهای راهنمایی بسیار کوتاه است و نظم خاصی هم در ارائه صداها و تلفظها ندارد، اما به هر حال یک نکته تلفظی را معرفی میکند. البته در این سطح از آموزش زبان نیازی هم به تدریس تلفظ نیست.
7) خواندن (reading)
اولین نکته درباره این بخش از درس انتخاب عنوان برای آن است. در حقیقت در کتابهای آموزشی زبان بخشی با عنوان خواندن ودرک مطلب (reading comprehension) وجود دارد و تنها خواندن (reading) . این بخش که از سال سوم یا اواخر سال دوم به کتاب افزوده میشود، فاقد کارآیی لازم است چرا که مطالب مطرحشده در بخش درک مطلب باید با زندگی واقعی دانشآموز و با آموزشهای قبلی وی ارتباط داشته باشند یعنی دانشآموز پیشزمینه قبلی درباره آن داشته باشد، به این معنی که در طول یک متن جدید دانشآموز مجبور نباشد چندین کار را با هم انجام دهد هم لغت یاد بگیرد، هم نکته دستوری جدید را تمرین کند و هم اطلاعات تازهای درباره محیط اطراف خود یاد بگیرد. فراموش نکنیم که زبانآموزان ما با توجه به تعداد کلاسهای گذرانده، تعداد ساعات مدارس و عوامل متعدد دیگر، زبانآموزی تلقی میشوند که در سطوح پایینی قرار دارد و برای زبانآموزان در این سطح باید مطالب درخور آنها تهیه کرد. یعنی مکالمهها، تمرینات، متون درک مطلب و... باید در حدی باشد که زبانآموزان بتوانند آنها را بخوانند، بفهمند، قادر به تجزیه تحلیل آنها باشند و در نهایت توانایی کاربرد آنها را داشته باشند. اما بسیاری از این مسایل در تدوین مطالب برای زبانآموزان مبتدی در مدارس راهنمایی ایران رعایت نشده است. مثلاً در تهیه مطالب برای کتب درسی پایه میتوان به نکاتی مانند ارتباط آن با محیط زندگی و دانش قبلی دانشآموز، محیط مدرسه، شهر، افراد مشهور کشور، مطالب مورد علاقه دانشآموز مانند فوتبال، موسیقی، جشنها با استفاده از تصاویر واقعی توجه کرد تا دانشآموز رغبت بیشتری برای خواندن و یاد گرفتن آنها داشته باشد. و یا متن درک مطلب را میتوان به صورت نمایشنامههای کوتاه و طنز در کتاب آورد تا اثربخشی بیشتری داشته باشد.
8) لغات و اصطلاحات جدید (new words and expressions)
آوردن لغات و اصطلاحات جدید دریک بخش جداگانه کار خوبی است اما درباره لغات در کتاب راهنمایی نکاتی قابل بحث است اول اینکه چرا لغات در آخر کتاب و هم در آخر هر درس آورده میشوند دوم اینکه چرا یک دانشآموز در سطح پایین آموزش زبان باید این همه لغت جدید در هر درس یاد بگیرد. با توجه به حجم نکات دستوری درسها و واژگان آنها یادگیری تمام این مطالب در یک درس نیاز به زمانی حداقل دو برابر آنچه در حال حاضر است، میباشد. مسئله دیگر درباره اصطلاحات جدید است، اصطلاحات جدید همانند لغات جدید باید به طور برجسته از اول درس مورد توجه باشند و تدریس شوند وگرنه آوردن لیستی از لغات و اصطلاحات جدید به تنهایی کاری از پیش نمیبرد. بسیاری از این مشکلات با تالیف یک راهنمای معلم از سوی مؤلفین کتاب قابل حل است. بهتر است مؤلفین محترم هرچه زودتر اقدام به چنین کاری کنند که در غیر این صورت آموزش زبان در مدارس ایران روز به روز ضعیفتر و بیپایهتر خواهد شد. البته پر واضح است که تصمیمگیری درباره آموزش به یک نسل از یک مملکت آن هم آموزش یک زبان خارجی کاری بسیار دشوار و خطیر است که اگر درست و اصولی به آن توجه نشود چه بسا کوچکترین لغزشی آسیبهای جبرانناپذیری در پی خواهد داشت.
فهرست منابع
Birjandi, P. & Soheili, A. (1382). Right Path to English 1,2,3. Tehran: Iran Text books Publishing Co. (Sherkat-e Chap-o Nashr-e Ketabha-ye darsi-ye Iran).
Doff, A. (1988). Teach English, A Training Course for Teachers. Cambridge: Cambridge University Press.
Falk, S. J. (1988)2nd edition. Linguistics and Language. Michigan: Michigan University Press.
Fromkin, v. & Rodman, R. (1988) 4th edition. An Introduction to Language. Florida: Holt, Rinehart & Winston, Inc.
Rivers, M. W. (1981) 2nd edition. Teaching Foreign Language Skills. Chicago: The University of Chicago Press.