شیرزاد عبداللهی
اعتماد : در تقویم ها 12 اردیبهشت به نام روز معلم ثبت شده است، روز شهادت استاد مطهری. اما 12 اردیبهشت یادآور مناسبت دیگری هم هست که نه در تقویم ها ثبت شده و نه مقامات رسمی از آن سخنی به میان می آورند.
سال 83 در آستانه روز معلم مشغول تهیه گزارشی به این مناسبت بودم. حیفم آمد یادی از معلم شهید ابوالحسن خانعلی نکنم که 12 اردیبهشت سال 40 در اجتماع معلمان در میدان بهارستان به ضرب گلوله یک افسر پلیس به قتل رسید. بی اختیار این شعر را زمزمه می کردم؛
یاد آر ز شمع مرده یاد آر
همکار شهید ما در گورستان ابن بابویه آرمیده است. می دانستم یاد خانعلی در روز شهادت مطهری ممکن است منشاء سوءتفاهم شود. قبلاً هم شنیده بودم که خانواده شهید مطهری از کیفیت برگزاری این روز اظهار نارضایتی کرده اند. به علی مطهری فرزند استاد تلفن کردم. محور گفت وگو این بود؛ آیا گرامیداشت خاطره ابوالحسن خانعلی دبیر فلسفه دبیرستان جامی تهران که درست 18 سال قبل از شهادت استاد مطهری، در تظاهرات صنفی معلمان در میدان بهارستان به شهادت رسید، را در روز معلم جایز می دانید؟ آقای علی مطهری پاسخ داد (نقل به مضمون)؛ «اگر خانعلی معلمی مسلمان و حق طلب بوده، اشکالی ندارد. انسان ها هر یک در پیشگاه خداوند مرتبه و جایگاه خودشان را دارند.»
متاسفانه سال هاست برگزاری روز معلم جنبه رسمی و اداری یافته است. هر سال ستاد مرکزی بزرگداشت در وزارتخانه تشکیل می شود. معلمان نمونه با سازوکاری بوروکراتیک برگزیده می شوند. مقامات سخنرانی های شورانگیزی در وصف مقام معلم می کنند. در این آیین ها معلمان صرفاً شنونده اند و کسی نمی داند در قلب این موجود نازنینی که او را بر جایگاه پیامبران می نشانند چه غوغایی برپاست. چند سالی است گفتمان مسلط در آموزش و پرورش گفتمان معیشت است. مهم نیست که از نظر مقامات محور آموزش و پرورش یک روز دانش آموز است و روز دیگر معلم و گاهی کتاب و گاهی برنامه و... مهم نیست که مقامات چندین ستاد برای تحول و تبیین فلسفه و سند ملی تشکیل داده اند. از نگاه معلمانی که عقربه حقوقشان بر محور ماهیانه 300 هزار تومان می چرخد، محور آب است و نان و مسکن. معلم به جای توجه به شاخص های آموزشی چشم به شاخص تورم دوخته است و قیمت هایی که ترمز بریده اند. در دفتر مدرسه هر روز بحث گرانی و تورم با غصه و دلهره چاشنی نان و پنیر معلمان است. بی خانه ها امید خود را برای خانه دار شدن به کلی از دست داده اند. قیمت نان، برنج، کرایه خانه، گرانی، کرایه تاکسی، قیمت گوشت و مرغ، شهریه فرزند دانشجو و... ذهن معلم را آنچنان انباشته که دیگر جایی برای تفکر درباره مسائل آموزشی باقی نگذاشته است. علی احمدی در دوره سرپرستی سه ماهه اش هرجا که رفت و از تحول در آموزش گفت از معیشت و آب و نان شنید و سرانجام در شهرستان دیلم بغضش ترکید و با لحنی عصبانی گفت؛ هر جا می روم شما از آب و نان می گویید پس کی از آموزش بگوییم؟ و معلمان دیلمی به قهر مجلس را ترک کردند. علی احمدی فهمید که تند رفته است. با توپ و تشر نمی شود. با ناز و کرشمه هم مقدور نیست. باید فکری اساسی کرد. صاف و ساده با حقوق 300 تا 400 هزار تومانی که 80 درصد معلمان در این گروه درآمدی قرار دارند نمی توان یک خانوار شهری را اداره کرد. مهم نیست آقای مصری خط فقر را در کدام سطح ترسیم می کند. با حقوق زیر 700 هزار تومان می شود زیست اما نمی شود زندگی کرد. معلم می خواهد زندگی کند.معلم خودش را با قاضی و استاد دانشگاه و کارشناسان وزارتخانه ها مقایسه می کند و از این همه فاصله قلبش به درد می آید. اگر تا حالا دلش را به لایحه مدیریت خدمات خوش کرده بود حالا می بیند که وزارتخانه ها و گروه های اجتماعی یکی یکی از شمول این قانون خارج می شوند و علی احمدی هم در مصاحبه سه شنبه شب خود صریح و آشکار گفت خیلی به این قانون امید نبندید. معلمان بر سر گوری شیون می کنند که اصولاً مرده یی در آن نیست. محمود فرشیدی اولین وزیر کابینه اصولگرای محمود احمدی نژاد با انبانی از وعده های رفاهی و معیشتی قدم به ساختمان خیابان قرنی گذاشت. او وعده داد قدرت خرید معلمان را دو برابر خواهد کرد. چند ماه که گذشت اول به نجوا و بعد با فریاد گفت من چاه نفت در اختیار ندارم. سال ها است در این ملک همه راه ها به چاه نفت ختم می شود. اما گویی چیزی در فرمول های اقتصادی تغییر کرده است. هر چه درآمدهای نفتی بیشتر می شود، تنگنا ها افزون تر و سفره ها خالی تر و غول تورم فربه تر می شود. حالا هم علی احمدی با وعده لیزینگ و پرداخت مطالبات معوقه وارد میدان شده است. هر کسی چند روزه نوبت اوست.
آموزش نیوز
در همین رابطه :
انتظارات فرهنگیان از آموزش و پرورش
30 راهکار احمدی برای ارتقای منزلت فرهنگیان