برگزیدگان کنکور نخبه نیستند مژگان قاسمی:
نویسنده: نجمه السادات مولایی
رتبه سوم کنکور ریاضی و چهارم کنکور زبان امسال است. آن هم با معدل 19.95 از دبیرستان نمونه دولتی الزهرا ی تهران که از پشت تلفن بیشتر از این به ارائه اطلاعات شخصی علاقمند نیست! از من می خواهد سؤالات هیجان انگیز از او بپرسم و می گوید: «در مورد
مسائلی صحبت کنیم که تخصصی تر باشد و برای خوانندگان جالب باشد. اطلاعات شخصی من که به درد کسی نمی خورد.»
بسیار پرهیجان و پرانرژی به سؤالاتم پاسخ می دهد. خوش خنده است و چندین بار حین مصاحبه، سؤالاتم باعث شد از ته دل بخندد... با پرسیدن هر سؤال ابتدا آن را در ذهنش تکرار می کرد بعد به بعضی از آن ها خیلی خوب پاسخ می داد و از بعضی دیگر به سرعت عبور می کرد. اگرچه عجله داشت و بسیاری از سؤالاتمان بی پاسخ ماند اما گفتگو با مژگان قاسمی را به خاطر نظرات قابل تاملش در خصوص نخبه و نخبگان از دست ندهید. خودتان فکر می کردید این رتبه را کسب کنید؟
دقیقاً که این رتبه باشد نه، ولی خب فکر می کردم رتبه ام زیر 20 بشود.
حالاچه رشته ای را انتخاب کردید؟
مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف.
چرا مهندسی برق؟
به خاطر علاقه ای که به این رشته داشتم و اینکه فکر می کنم کلامهندسی برق رشته مادر است و فعالیت هایش هم واقعاً گسترده است. فکر نمی کنم که رشته محدودی باشد.
چرا می گویید رشته مادر است؟
خب همه می دانند دیگر (می خندد) مثلامخابرات و الکترونیک و همه وسائلی که با آن ها هر روز سر و کار داریم، حتی کامپیوتر هم وابسته به رشته برق است اینطوری نیست که بگویم من بروم رشته کامپیوتر بخوانم یعنی چیز جدایی از برق را می خوانم. فکر می کنم از این نظر رشته اقناع کننده ای باشد و ما که می خوانیم لذت می بریم.
چقدر در مورد این رشته آشنایی داشتید؟
خب، من یک مدتی در تیم روباتیک بودم. بعد هم یک مدت در کارهای روبوکاپ فعالیت داشتم، برنامه نویسی و کامپیوتر و این چیزها. فکر می کنم علاقه ام واضح بوده و می دانم که می خواهم چه کنم.
در بخش های الکترونیکی و طراحی و یا ساخت روبات فعالیت می کردید؟
هر دو بخش بود. یعنی هم الکترونیکی و هم کامپیوتر. سال اول دبیرستان سخت افزار و طراحی مدار و این چیزها بود بعد البته به خاطر مشکلاتی که وجود داشت من رها کردم. سال دوم دبیرستان هم بیشتر در جنبه برنامه نویسی و شبیه سازی بود.
از دبیرستان تان بیشتر توضیح می دهید؟
من سال اول دبیرستان، ابتدا عضو تیم روباتیک استان تهران شدم در آنجا ما تعدادی روبات طراحی می کردیم. بخاطر مشکلاتی که از نظر سخت افزاری پیش آمد من از تیم بیرون آمدم. سال بعد در قسمت برنامه نویسی شروع به فعالیت کردم که در آنجا ما با برنامه نویسی C++ (سی. پلاس. پلاس) کار می کردیم. برنامه نویسی را ادامه دادیم تا مرحله آخر که می رسد به مرحله شبیه سازی کامپیوتری روبات ها. یعنی مغز روبات ها را می نویسیم. اواخر سال دوم بود که تقریباً به جاهای خوبی رسیده بودیم اما من مجبور شدم سال سوم همه کارهایم را رها کنم و به خاطر بالابردن معدل نهایی بچسبم(!) به درس.
رها کردنش سخت نبود؟
خب، اینطرف هم خیلی ضرر نکردم. البته بحث، بحث اجبار بود. ما مجبور بودیم به خاطر امتحانات نهایی کار را رها بکنیم.
قصد دارید در دانشگاه کار روباتیک را ادامه بدهید؟
بله، فکر می کنم ادامه بدهم.
باتوجه به اینکه گفتید در بخش برنامه نویسی موفق تر عمل کردید چرا برای دانشگاه رشته کامپیوتر را انتخاب نکردید؟
به برنامه نویسی علاقه دارم ولی فکر می کنم بتوانم خارج از دانشگاه، در کنار رشته برق آن را ادامه دهم. در ضمن رشته مهندسی برق هم واحدهای برنامه نویسی دارد فکر نمی کنم خیلی هم بی ربط باشد. مثلادر برنامه نویسی اسمبلی میکرو کنترل نیاز است که با سخت افزار آشنا باشید.
حالاچگونه وارد این تیم روباتیک شدید؟
چند مرحله داشت. در ابتدا مسابقاتی برگزار می کنند که آزمون کتبی و امتحانات ریاضی دارد در هر مرحله بنا بر امتیازات کسب شده چند نفر حذف می شوند و... تا مرحله آخر. یادم هست که ما در مرحله آخر 50 نفر پسر و 50 نفر دختر انتخاب شدیم. وقتی مسابقات استانی تمام شد و می خواستیم برای کشوری کار کنیم این ابلاغیه آمد که 15درصد نمره کنکور متعلق به نمره امتحانات نهایی است. که ما آن زمان در اوج، کار را رها کرده و تشریفمان را آوردیم(!) و درس خواندیم.
در مسابقات دیگری هم شرکت نکردید؟
نه! بچه ها به خاطر کنکور دیگر انگیزه ای برای ادامه نداشتند.
تیمی هم بود که کار را ادامه دهد؟
بله، بعضی ها ادامه دادند ولی آن ها هم با اطمینان کامل ادامه نمی دادند یعنی در دلشان احساس هراس داشتند از اینکه وقتی فرصت نمی کنند درس بخوانند، معدل امتحانات نهایی شان پایین بیاید. این نگرانی هم البته طبیعی بود.
نمی توانستید در کنار درس این کار را ادامه دهید؟
فکر نمی کنم که این کار شدنی باشد، یعنی حتی خیلی از بچه ها هستند که سال سوم، المپیادها را هم ادامه نمی دهند. بخاطر اینکه به امتحانات نهایی می رسند و می بینند که نمرات امتحانات نهایی در کنکور تاثیر دارد. شرکت کردن در المپیاد هم، ریسک و بگیر و نگیر دارد. اگر مدال بگیری می توانی کنکور ندهی ولی اگر مثلاسیزدهم، چهاردهم شوی مجبوری در کنکور شرکت کنی. و در واقع زمانی که آنجا صرف می کنی ممکن است هدر رفته محسوب شود.
فکر می کنید راه حل این مشکل چیست؟
فکر نمی کنم من کسی باشم که بخواهم راه حل دهم... من کلابا تاثیر نمره کتبی بچه ها در کنکور مخالفم. به نظرم چندان کار جالبی نیست چون باعث می شود بچه ها از سال اول دبیرستان کار پژوهشی را رها کنند و به درس و امتحان و نمره بچسبند(!) البته من از این کار ضربه نخوردم، چون معدلم بالابود. به نظرم چندان جالب نیست و شیوه قدیم کنکور بهتر است.
به نظر شما نخبه به چه کسی می گویند؟
به نظرم اگر فردی از لحاظ علمی موفقیت کسب کند و فقط خودش سود ببرد، نخبه نیست. مثلااز موفقیت من در کنکور، شما که سود نمی برید افراد جامعه که سود نمی برند. برای جامعه چه فرقی می کند که من سوم باشم یا یک شخص دیگر. ولی برای جامعه فرق می کند که من به یک تکنولوژی دست پیدا کنم که به سود همه باشد. این می شود نخبه. نخبه ای که سودش به همه آدم ها می رسد. بچه های المپیاد هم همین طور، اینگونه نیست که آن ها مثلاسؤالات حل نشده تاریخ بشری را حل کرده باشند ... آن کسی مهم است که اگر یک موفقیت علمی دارد به درد همه بخورد. برای جامعه باید یک فرقی داشته باشد که این نخبه وجود دارد یا نه؟
حالاخودتان را یک نخبه می دانید؟
نه!
چرا؟
چون من هنوز کاری نکرده ام (می خندد) هنوز کاری برای اجتماع و جامعه بشری انجام نداده ام، من چه کاری کرده ام که شما بتوانید اسم ببرید. ما به جامعه و مردممان چه داده ایم؟
فکر می کنید در آینده ای نزدیک به این مرحله از نخبه شدن برسید؟
نمی دانم، سعی ام را می کنم که حداقل مفید باشم، سعی ام را می کنم ولی نمی دانم نتیجه می دهد یا نه.
تصورتان در مورد دانشگاه چیست؟
خب، دانشگاه، دانشگاه است دیگر... (می خندد) یک جایی است که ما باید در آنجا دنبال دانش باشیم. (باز هم می خندد)
برای کنکور از کلاس و معلم خصوصی هم استفاده کردید؟
نه، من هیچ مؤسسه ای نمی رفتم.
کنکور آزمایشی چطور؟
بله. 11کنکور قلم چی و3کنکور آزمایشی سازمان سنجش را شرکت کردم.
روزی چند ساعت برای کنکور مطالعه می کردید؟
ساعت مطالعه ام اصلاثابت نبود. با توجه به اینکه چه درسی را در چه روزی می خواهم بخوانم و البته حال و روز خودم کاملامتغیر بود. ولی خیلی از درس های پیش دانشگاهی را چون قبلابه صورت مطالعه آزاد خوانده بودم و برایم راحت بود، دیگر نمی خواندم.
بنیاد ملی نخبگان؟
من تازه با آن آشنا شدم، هنوز نمی توانم نظر جامعی به شما بدهم. بنیادی است که تاسیس شده برای حمایت از نخبه ها. من امیدوارم که موفق باشند. ولی فقط یک جلسه2 ساعته رفتم آنجا و دید کاملی نسبت به آنجا ندارم. اما امیدوارم که راهشان را درست ادامه دهند. دیگر بیشتر از این شناختی ندارم که بخواهم پیشنهاد بدهم یا انتقادی بکنم.
آن جلسه ای که شرکت کردید، مفید بود؟
بله، البته نمی دانم سیاست های آینده اش چیست؟ به ما گفتند که ما به مرور شما را با برنامه ها آشنا می کنیم.
فکر می کنید برای اینکه موفق عمل کنند باید چه فعالیت هایی انجام دهند؟
به نظرم باید نیازها را درست شناسایی کنند که بتوانند جواب بدهند، آنجا که بودم انصافا خیلی خوب راجع به مسائل بنیادین صحبت می کردند.
آخرین کتابی که مطالعه کردید؟
عقاید یک دلقک.
برای قبول شدن در کنکور نذر و نیاز هم کردید؟
خودم شخصا نه، دیگران برایم نذر کردند مثل مادرم.
ایران هسته ای؟
خوب است دیگر... (می خندد) ما خودمان ایرانی هستیم و دوست داریم مملکتمان در این ابعاد پیشرفت کند. مگر کسی هم هست که بگوید بد است! نیاز به این تکنولوژی در جامعه وجود دارد ولی خداییش من اطلاعاتم آنقدر دقیق نیست که بگویم دقیقا چه استفاده هایی دارد.
میانه تان با سیاست چطور است؟
در زمینه سیاست نظری ندارم. من بیشتر به حیطه های علمی علاقه مندم.
از اخبار روز مطلع هستید؟
اگر خبر مهمی باشد مطلعم ولی به صورت ریز دنبال نمی کنم البته اخبار علمی را کامل دنبال می کنم.
الگوی شما در جامعه کیست؟
من تیپ زندگی دکتر حسابی را خیلی دوست دارم و در زندگی برای من ایشان خیلی قابل احترام هستند.
شهرت را دوست دارید؟
نه!
چرا؟
دوست دارم زندگی شخصی خودم را داشته باشم.
اوقات فراغتتان را چگونه می گذرانید؟
کتاب، فیلم، سینما، کامپیوتر و اینترنت.
تلویزیون هم می بینید؟
خیلی کم، به صورت پیگیر تلویزیون نگاه نمی کنم.
اهل اس ام اس هم هستید؟
نه، اصلاً!
تا الان چند مصاحبه داشتید؟
نشمردم (می خندد) زیاد نبوده امروز هم حالم خوب بوده که دارم با شما مصاحبه می کنم و گرنه اصلاآدم مناسبی برای مصاحبه نیستم... الان هم دیرم شده اگر اجازه بدهید...
ممنوع از اینکه وقت گذاشتید.