![]() |
اصل خبر: روند بازنشستگی اجباری اساتید دانشگاه، با وجود مخالفت های گسترده و شدید همچنان ادامه دارد.
موضوع از چه قرار است؟بازنشستگی اجباری اساتید که این بار گفته می شود به علت شمول آن نسبت به اساتید ممتاز و کمتر از 70 سال فراتر از آیین نامه مربوطه است، چندی است که افکار عمومی جامعه علمی و
دانشگاهیان را ملتهب ساخته است. این در حالی است که مسوولان امر معتقدند این خانه نشین کردن ها برخلاف نظر منتقدان، سلیقه ای نبوده و مطابق قانون و به درخواست خود اساتید یا به علت غیبت های غیرموجه آنها بوده است. اما شائبه سلیقه ای و اجباری بودن این بازنشستگی ها از آنجا ناشی می شود که تعداد اندکی از این اساتید، غیبت غیرموجه داشته اند یا شخصا تقاضای بازنشستگی کرده اند. گفته شده، این بازنشستگی ها مطابق آیین نامه مربوطه است و این پرسش نیز همچنان بی پاسخ مانده که چرا این آیین نامه دامن تمام کسانی را که مشمول آن هستند، نمی گیرد؟!
تحلیل موضوع: همواره سهم ما از شنیدن موفقیت های علمی - پژوهشی ایرانیان در خارج از کشور، بیش از آنکه افتخار باشد، حسرت و دریغ بوده است؛ دریغ از اینکه، چرا دافعه برخی از قوانین ما بیش از جاذبه های قدرشناسانه دیگر کشورها است و حسرت از اینکه، چرا با وضع قوانینی از این دست و تعیین شروط متعدد و محدوده زمانی تدریس آفت مهاجرت را به جان قشر فرهیخته بیندازیم! صرف نظر از اینکه این نحوه راندن اساتید از دانشگاه به استناد قانون و به علت تخلف (غیبت بیش از دو ماه یا بیش از 4 ماه متناوب) بوده است، یا درخواست بازنشستگی آنها به خاطر مسائل شخصی و صرف نظر از اینکه چرا بعضا گفته می شود شامل اساتیدی که هنوز پیمانه تدریسشان پر نگشته نیز شده است، پرسشی که در این مقطع اهمیت می یابد آن است که آیا سزاوار است برای فعالیت های علمی و تعلیم و تعلم، تاریخ و ظرف زمانی خاصی وضع کرد و دانشگاه و دانشجویان را از نعمت چنین سرمایه هایی بی بهره کرد؟ آیا در صورت عدم تمایل آنها به بازنشستگی - با توجه به اینکه کشوری در حال توسعه هستیم - رواست با استناد به قوانین و به بهانه جذب نیروهای جوان تر این اساتید را که اعتبار و ارزش دانشگاه ها به حضور و فعالیت آنها است و برای به بار نشستن آنها سال ها هزینه های شخصی و دولتی صرف شده است، کنار بگذاریم؟ اگرچه تقاضای بازنشستگی حق هر فردی است و از طرفی میدان دادن به اساتید تازه نفس نیز لازم، اما آیا به راستی امکان بهره وری توام از تجارب پیشکسوتان و نیروی جوان ترها میسر نیست؟ باری، مگر علم هم بازنشسته می شود؟! اگر چنین است، تکلیف این آموزه ملی ما چیست که <ز گهواره تا گور دانش بجوی>؟! کاش می شد این <درخت نیلوفری> را به جای قطع کردن، آبیاری کنند و یادشان باشد، شان قلم آن است که همچون درخت، ایستاده می میرد!
تکمله :سال ها است که به خاطر سوءمدیریت، فرار مغزها به رویه ای متداول و عادی بدل گشته است. اینک نیز این قانون درست یا غلط به جان مغزهایی افتاده است که در سال های جوانی، <قرار> را بر <فرار> ترجیح داده اند. آیا زمان تمسک به تدابیر قانونی برای حفظ و جذب این سرمایه ها، هنوز فرا نرسیده؟ این نوشدارو کی می رسد؟!
وکیل دادگستری و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر