آیا آسیب های کنونی در مدارس ناشی از تغافل مسوولان در جذب مربی بهداشت و پرورشی و مشاوره نیست؟، دوست عزیز و همکار محترم، آموزش و پرورش ما فربه است، این حقیقت، کتمان ناشدنی است، اما نه در بخش آموزشی...بلکه این ستادها و ادارات
هستند که باید تعدیل شوند. باید با معضل مدیران اتوبوسی و بیگانه با ساحت آموزش و پرورش مقابله شود. آقای عبداللهی عزیز مشکل آموزش و پرورش ما این است که انسان را محور توسعه در نظر نگرفته ایم. و به این نهاد سترگ و معظم به چشم نهادی مصرفی و هزینه بر نگریسته ایم و غافلیم از این حقیقت که هر اتفاق مبارکی اگر قرار است در این مملکت بیفتد راهش بی بروبرگرد آموزش و پرورش است... آقای عبداللهی عزیز ایمان بیاوریم که آموزش و پرورش ما قربانی سیاست زدگی است...
توضیحات شیرزاد عبداللهی: از نویسنده محترم به خاطر ورود به این بحث پراهمیت تشکر می کنم. در آن مقاله توضیح دادم که موضوع مهمی مانند ساماندهی نیروی انسانی را با دستورالعمل خلق الساعه وزارت نمی توان به سرانجام رساند. موفقیت طرح در گرو مقدماتی مانند جلب اعتماد کادر مدرسه و ایجاد اعتماد در میان معلمان و...است.در مصاحبه وزیر تعداد نیروهای شاغل در آموزش وپرورش در سال 77 ، 900هزار نفر و در سال جاری یک میلیون و250 هزار نفر و تعداد دانش آموزان در 10 سال پیش 18میلیون و500 هزار نفر و در سال جاری 14میلیون گفته شده بود که همه ارقام آن مورد تردید است و این تاییدی است بر آشفتگی نیروی انسانی این وزارتخانه. شاید ده ها هزار نفر از بودجه این وزارتخانه حقوق می گیرند که در جای دیگری مشغولند یا اصلاً کار نمی کنند.آموزش وپرورش در قبال پذیرفته شدگان آزمون سال گذشته که مراحل گزینش را طی کرده و حتی ردیف حقوقی و شماره کارمندی گرفته اند، مسوول است و این دستورالعمل را نمی توان عطف به ماسبق کرد. اما جدا از اینکه ما با سیاست های وزیر و روش های اجرایی او موافق یا مخالف باشیم، ساماندهی نیروی انسانی از اولویت های این وزارتخانه است: وزارتخانه یی با بیش از یکصد هزار نیروی مازاد، کارکنانی غیرتخصصی، ده ها هزار نیروی معذور، چند صد هزار نیروی بی انگیزه، ده ها هزار پرسنلی که کار در آن وزارتخانه شغل دوم آنهاست.در حالی که 97درصد بودجه جاری صرف پرداخت حقوق پرسنل می شود و در مدت سه سال بودجه جاری تقریباً دو برابر شده، اما سطح رفاهی و معیشتی کارکنان بدتر شده است. اگر بپذیریم که کار را باید از ساماندهی نیروی انسانی شروع کنیم راهی جز تعدیل نیرو و سبکبار کردن این وزارتخانه نداریم. چگونه می توان آموزش وپرورش را سبکبار کرد؟ به نظر من برای کاهش نیروی انسانی یک سازمان این کارها را باید انجام داد:
1- جلوگیری از استخدام نیروی جدید
2- خارج کردن نیرو های ضعیف تر و غیرمتخصص از سازمان یعنی تعدیل نیرو
3- آموزش ضمن خدمت نیروهای ماندگار
4- جابه جایی نیروها برای استفاده بهینه از آنها
هیچ کدام از این کارها را هم با زور نمی شود انجام داد.به نظر من استخدام حدود 55 هزار حق التدریس و 45 هزار آموزشیار نهضت فقط منجر به افزایش نیروهای غیرتخصصی و نیز مازاد بر نیاز شدن تعداد بیشتری از همکاران رسمی می شود. طرح بازنشستگی پیش از موعد کارکنان بالای 25 سال به صورت داوطلبانه طرح خوبی است و آموزش وپرورش را سبک می کند. تدریس مدیران و معاونان از قبل هم بوده و باید ادامه یابد. آموزش دفترداران و جابه جایی نیرو در سطح مناطق با استفاده از انگیزه مادی و به صورت داوطلبانه خوب است. برای معلمان دوشغلی هم باید راه حلی پیدا کرد. ممکن است وزیر با انگیزه سیاسی یا هر انگیزه دیگری این دستورالعمل را امضا کرده باشد. ممکن است طرح دارای نکات منفی و قابل انتقاد باشد. حتی ممکن است تیم اجرایی وزیر توانایی اجرای این طرح را نداشته باشند. اما ما به عنوان کارشناس و معلم باید به کلیات مثبت این طرح توجه کنیم و اگر انتقاد می کنیم راهی هم برای برون رفت از این اوضاع نشان دهیم.